حکایت و سرگرمی

پیغام مدیر
| به وب سایت مجله اینترنتی پرستو خوش آمدید | شما می توانید برای استفاده از امکانات بیشتر در وب سایت ما عضو شوید | برای نویسندگی در سایت با ما تماس بگیرید |

تبلیغات

حکایت «دزدی درویش»

حکایت «دزدی درویش»

درویشی را ضرورتی پیش آمد، گلیمى از خانة یاری بدزدید. حاکم فرمود تا دستش بدر کنند. صاحب گلیم شفاعت کرد که من او را بحل کردم. گفتا : به شفاعت تو حد شرع فرو نگذارم.

حکایت استر و اشتر

حکایت استر و اشتر

استری و شتری با هم دوست بودند، روزی استر به شتر گفت: ای رفیق! من در هر فراز و نشیبی و یا در راه هموار و در راه خشک یا تر همیشه به زمین می‌افتم ولی تو به راحتی می‌روی و به زمین نمی‌خوری. علت این امر چیست؟ بگو چه باید کرد. درست راه رفتن را به من هم یاد بده.

تبلیغات

جهت سفارش کلیک کنید

به گروه تلگرام سایت ما بپیوندید به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید