close
چت روم
حکایت سعدی باب اول

حکایت سعدی باب اول

پیغام مدیر
| به وب سایت مجله اینترنتی پرستو خوش آمدید | شما می توانید برای استفاده از امکانات بیشتر در وب سایت ما عضو شوید | برای نویسندگی در سایت با ما تماس بگیرید |

اخبار سایت

توجه : به دلیل مشکلات هاست و سرور ممکنه متن بعضی از مطالب خراب یا به درستی نمایش داده نشه که شما می تونید از طریق نظرات همان مطلب ما رو در جریان این خرابی قرار دهید.
با سپاس

دانلود نسخه جدید پوسته ایران موزیک مخصوص وردپرس



دانلود افزونه Yoast SEO Premium 7.6.1

دانلود افزونه Yoast SEO Premium 7.6.1

دانلود نرم افزار مشاهده شبکه های اجتماعی برای اندروید

تبلیغات

حکایت اسب لاغر میان به کار آید

حکایت اسب لاغر میان به کار آید

پادشاهی چند پسر داشت، ولی یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود، و دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند. شاه به او با نظر نفرت و خوارکننده می نگریست، و با چنان نگاهش، او را تحقیر می کرد.

حکایت «رنج شدید بیماری حسادت برای حسود»

حکایت «رنج شدید بیماری حسادت برای حسود»

سرهنگی پسری داشت، که در کاخ برادر سلطان، مشغول خدمت بود. با او ملاقات کردم، دیدن هوش و عقل نیرومند و سرشاری دارد، و در همان زمان خردسالی، آثار بزرگی در چهره اش دیده می شود:

 
حکایت «عاقبت، گرگ زاده گرگ شود»

حکایت «عاقبت، گرگ زاده گرگ شود»

گروهی دزد غارتگر بر سر کوهی، در کمینگاهی به سر می بردند و سر راه غافله ها را گرفته و به قتل و غارت می پرداختند و موجب ناامنی شده بودند. مردم از آنها ترس داشتند و نیروهای ارتش شاه نیز نمی توانستند بر آنها دست یابند، زیرا در پناهگاهی استوار در قله کوهی بلند کمین کرده بودند، و کسی را جرأت رفتن به آنجا نبود.

حکایت «اسب لاغر میان به کار آید»

حکایت «اسب لاغر میان به کار آید»

پادشاهی چند پسر داشت، ولی یکی از آنها کوتاه قد و لاغر اندام و بدقیافه بود، و دیگران همه قدبلند و زیبا روی بودند. شاه به او با نظر نفرت و خوارکننده می نگریست، و با چنان نگاهش، او را تحقیر می کرد.

تبلیغات

جهت سفارش کلیک کنید

به گروه تلگرام سایت ما بپیوندید به کانال تلگرام سایت ما بپیوندید